الشيخ أبو الفتوح الرازي
253
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
خواهى ، و از آن بستانى كه ( 1 ) خواهى . مجاهد و سعيد جبير گفتند : مراد به اين « ملك » ، ملك نبوّت است ، يعنى پيغامبرى آن را دهى كه خواهى ، و آن را كه خواهى از ملك پيغامبرى به مرگ معزول كنى . كلبى گفت : تؤتى الملك من تشاء ، يعنى محمّد و اصحابش ، و تنزع الملك ممّن تشاء ، يعنى روم و عجم و ساير امم . سدّي گفت : تؤتى الملك من تشاء من الانبياء ، و تنزع الملك ممّن تشاء من الجبابرة ، از جبّاران بستانى به بندگان مطيع دهى . بعضي ديگر گفتند : [ تؤتي الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء ] ( 2 ) ، از ابليس و لشكرش بستانى ، و به آدم و فرزندانش دهى . بعضى ديگر گفتند : از طالوت بستانى و به داود دهى ، بيانه قوله : وَآتاه اللَّه الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ ( 3 ) . بعضى دگر گفتند : از داود بستانى و به سليمان دهى . [ بعضى دگر گفتند ( 4 ) - اگر چه حشو است : از سليمان بستانى ( 5 ) به صخر دهى ، و « صخر » ، نام آن ديو بود كه انگشترى سليمان بستد و بر جاى او بنشست ، و آن ترّهاتى كه قصّاص آوردند - كه بعضى در جاى خود بيايد و بطلانش گفته شود - گفته شود - ان شاء اللَّه ] ( 6 ) . محمّد ورّاق گفت : تؤتى الملك من تشاء ، يعنى ملك نفس و قهر هو و غلبه او ، چنان كه سليمان را داد ، كه در خبر آمده است كه در مطبخ او هر روز چهل هزار گاو خرج [ 412 - پ ] شدى بيرون گوسفند ( 7 ) و دگر حيوانات ( 8 ) ، او از كسب دست خود به دو نان جوين ( 9 ) قناعت كردى ، و جامه بر هم پيراستى و سر افكنده رفتى به . خشوع و خضوع ، و در مسجد شدى بنگريدى تا كجا درويشى نشسته است ، به پهلوى او بنشستى و گفتى : مسكين جالس مسكينا ، درويشى است با درويشى نشسته .
--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر تو . ( 6 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به قرآن مجيد و ضبط مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 251 . ( 5 - 4 ) . دب و . ( 7 ) . وز ، آج : گوسپند . ( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر و . ( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مب : جوى ، مر : جو .